ஐدنیای عاشقانه ها ஐ














موقع خسته شدن به دو چیز فکر کن:

1-آنهایی که منتظر شکست تو هستند

تا به تو بخندد!

2-آنهایی که منتظر پیروزی تو هستند

تا با تو بخندد!

تاريخ Tue 23 Apr 2013سـاعت 11:23 PM نويسنده نفیسه♦

بنويسيد به ديوار سكوت ، عشق سرمايه هر انسان است.
بنشانيد به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه شيطان است.
و بدانيد كه فردا دير است. و اگر غصه بيايد امروز، تا هميشه دلتان درگير است.
پس بسازيد رهي را كه كنون ، تا ابد سوي صداقت برود ،
و بكاريد به هر خانه گلي ، كه فقط بوي محبت بدهد! .
تاريخ Sun 3 Mar 2013سـاعت 1:45 PM نويسنده نفیسه♦

گل سرخ زیبا می شکفد چون تلاش نمی کند نیلوفر باشد ونیلوفرها اینگونه زیبا می شکفند چون چیزی از افسانه شکفتن گلهای دیگر نمی دانند همه چیز در طبیعت زیباست چون تمام پدیده ها آزاد از رقابت اند، هیچ یک نمی خواهد دیگری باشد همه به راه خود می روند.
ونکته همین جاست!
خود باش و از یاد مبر هر کاری کنی نمی توانی غیر از خود باشی.
تمام دست و پا زدن ها عبث است.
تنها و تنها مجبوری خود باشی.


تاريخ Fri 8 Feb 2013سـاعت 1:18 PM نويسنده نفیسه♦

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت :

پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن .

پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد.

پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟

پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم .

... وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه.
تاريخ Sat 12 Jan 2013سـاعت 10:34 AM نويسنده نفیسه♦

به خوابم نیا خوابم را رنگی می کنی 

و


روزم راسیاه........

تاريخ Mon 7 Jan 2013سـاعت 2:30 PM نويسنده نفیسه♦

یکی از معجزات دخترا اینه که:

دخترا ذاتا بلدن مخ پسرارو بزنن"

اونم یه جوری که پسره فک  کنه خودش مخ زده

"خخخخخخخخ"

تاريخ Sat 22 Dec 2012سـاعت 10:51 PM نويسنده نفیسه♦

عجيب است كه پس از گذشت يك دقيقه به پزشكي اعتماد مي كنيم؛
بعد از گذشت چند ساعت به كلاهبرداري!
بعد از چند روز به دوستي
بعد از چند ماه به همكاري
بعد از چند سال به همسايه اي ‌
اما بعد از يك عمر به خدا اعتماد نمي كنيم!
ديگر وقت آن رسيده كه اعتمادي فراتر آنچه مي بايست را به او ببخشيم.
او كه يگانه است و شايسته

تاريخ Thu 20 Dec 2012سـاعت 6:24 PM نويسنده نفیسه♦

دخــــتر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت, پــــــــــدرتِ
دخــــتر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا, آغوش گرمِ پـــدرتِ دخــــتر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری و بعدش دیگه از هیچی نترسی, دستای مهربون و گرم پــــدرتِ دخــــتر که باشی میدونی همه دنیا پــــــــــدرتِ
دخــــتر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی، چه کنارت باشه یا نباشه, قویترین فرشته ی نگهبان زندگیت پــــــــــدرتِ

تاريخ Thu 13 Dec 2012سـاعت 1:21 PM نويسنده نفیسه♦

شاید میان این همه نامردی باید شیطان را بستاییم

که دروغ نگفت

جهنم را به جان خرید

اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد!
تاريخ Tue 11 Dec 2012سـاعت 10:38 AM نويسنده نفیسه♦

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام

آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

 

در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین

ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

 

اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام

 

ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل

وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

 

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام

اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

 

من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام

آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام

 

بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین

اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام

 

تاريخ Fri 16 Nov 2012سـاعت 3:28 PM نويسنده نفیسه♦
яima